• مذاکره برای انتقال سرورهای کمپانی های جهانی گیم به ایران

    وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در ادامه پیگیری های خود برای حل مشکل کیفیت اینترنت در بازیهای آنلاین، از آغاز مذاکره برای انتقال سرورهای کمپانی های جهانی گیم به ایران خبر داد.

    محمدجواد آذری جهرمی در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی اینستاگرام، از پیگیری مطالبات کاربران ایرانی برای حل مشکل کیفیت اینترنت در بازیهای آنلاین خبر داد.

    وی که پیش از این از برقراری اتصال مستقیم با دو شرکت ارائه دهنده پلتفرم بازیهای رایانه ای خبر داده بود، این بار اعلام کرد که این اتصال به ۴ شرکت رسیده است.

    + این مطلب را به اشتراک بگذارید +
  • اسراری از همسر و خاندان مرموز رهبر کره شمالی

    همانند بسیاری چیزهای دیگر در کره شمالی، خانواده کیم جونگ اون نیز در رمز و راز قرار دارد. اما گزارش‌های سازمان جاسوسی کره جنوبی حاکی از این است که همسرش "ری سول جو" در ماه فوریه سومین فرزند آنها را نیز به دنیا آورد.

    گفته می‌شود رهبر کره شمالی "کیم جونگ اون" برای سومین بار پدر شد.

    گمانه‌زنی‌ها درباره بارداری او از سال 2016 و با ناپدید شدن او از انظار عمومی آغاز شد. گفته می‌شود دو فرزند دیگر آنها در سال‌های 2010 و 2013 به دنیا آمده‌اند. اما مشخص نیست آیا کیم جونگ اون وارث پسر دارد یا نه. کسی از جنسیت فرزندان او مطلع نیست.

    + این مطلب را به اشتراک بگذارید +
  • تاکید چندباره رهبر انقلاب بر اقتصاد و معیشت در دیدار با دولت جدید روحانی

    پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری/ حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (شنبه) به مناسبت هفته دولت در دیدار با رئیس جمهور و اعضای دولت دوازدهم، با اشاره به ضرورت «کار و تلاش جهادی و مضاعف مسئولان برای رفع مشکلات»، با بیان توصیه های «شخصیتی، رفتاری و کاری» به اعضای هیأت دولت، «اقتصاد و مسائل معیشتی مردم» را مهمترین مسئله کشور برشمردند و تأکید کردند: جهت گیری‌ها باید از «اقتصاد رانتی و نفتی» به «اقتصاد مولّد و مردمی» تغییر یابد.

    + این مطلب را به اشتراک بگذارید +
  • «حمید صفت»هایی که قاتل می‌شوند

    خبرآنلاین در گزارشی آورده است:وقتی‌از کلمه ناپدری و نامادری استفاده می‌شود، انتظارداریم فرزندخانواده، حس خوبی داشته‌باشد؟

    + این مطلب را به اشتراک بگذارید +
  • شهید حججی عزیز، حجت خداوند در مقابل چشم همگان شد

    هبر معظم انقلاب اسلامی شهید حججی را نمونه‌ای درخشان از رویش‌های اسلامی و انقلابی خواندند و گفتند: شهید حججی عزیز، حجت خداوند در مقابل چشم همگان شد.

     

    + این مطلب را به اشتراک بگذارید +
  • فرهادی تازه‌ترین پروژه‌اش را کلید ‌زد

    کارگردان اسکاری ایران ماه‌ها پیش خبر داده بود تازه‌ترین پروژه‌ سینمایی‌اش را مردادماه در اسپانیا کلید می‌زند. امروز، سی‌ام مرداد، پنه‌لوپه کروز، خاویر باردم و ریکاردو دارین جلوی دوربین اصغر فرهادی می‌روند.

    + این مطلب را به اشتراک بگذارید +

خبرهای اصلی

سرنوشت مبهم عوامل ترور دانشمندان هسته ای

پایگاه خبری تحلیلی «پارس»- حسین قاسمی- ۱- درطول دوسال چهار تن از دانشمندان هسته ای کشورمان،  ترور و به شهادت رسیدند.دکتر مسعود علی محمدی استاد فیزیک دانشگاه تهران در تاریخ  یکشنبه  ۲۲ دیماه ۱۳۸۸ساعت ۷:۳۰ صبح حوالی منطقه قیطریه تهران ترور و به شهادت رسید.

شهید علی محمدی به هنگام بیرون آمدن از منزل بر اثر انفجار یک بمب کنترل از راه دور ترور شد.بمب منفجرشده در یک موتورسیکلت که به فاصله یک متری از در ورودی منزل علی‌محمدی به یک درخت بسته شده بود،  جاسازی شده بود.

در ۸ اذرماه ۱۳۸۹ دکتر مجید شهریاری استاد فیزیک دانشگاه شهید بهشتی  به شهادت رسید. انفجار ساعت ۷:۱۰صبح دوشنبه در منطقه بلوار ارتش تهران روی داد.

دراین ترور، موتور‌سوار تروریست نزدیک خودروی حامل شهید شهریاری شده  و با چسباندن یک بمب به ماشین از آن فاصله گرفته و سپس خودرو را منفجر می نماید.

ساعت ۱۶ شنبه یکم مردادماه ۱۳۹۰، داریوش رضایی نژاد برخلاف عملیات های قبلی با تیراندازی ترور می شود.شهید رضایی نژاد که همراه همسر و فرزند خود بود در مقابل در خانه‌اش در خیابان بنی‌هاشم،  خیابان خادم رضائیان هدف سوءقصد دو موتور سوار قرار گرفت و شهید شد. 

در اثر این سوءقصد،  همسر و کودک رضایی‌نژاد مجروح شده و برای مداوا به یکی از بیمارستان‌های تهران منتقل شدند.

پس از ترور شهید رضایی نژاد،  حیدر مصلحی وزیر اطلاعات ترور او را کور و غیر مرتبط با بحث هسته ای خواند:

"چیزی که مشخص است ،  این است که'داریوش رضایی‌نژاد ارتباطی به بحث هسته‌ای نداشته و در جریان ترور وی نکات مبهمی برای ما وجود دارد که پس از بررسی‌های کامل،  نتایج قطعی را اعلام می کنیم."

وزیر اطلاعات اظهار داشت: "معمولا کارهایی که توسط سرویس‌های اطلاعاتی صورت می گیرد همراه با یک سری علایم است که ما هنوز اینگونه علایم را در این حادثه تروریستی مشاهده نکرده‌ایم و هنوز به این نتیجه نرسیده‌‌ایم که آیا سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه پشت این قضیه هستند یا خیر."

وزیر اطلاعات  در ادامه می افزاید: "این اقدام یک ترور کور بود که ما با جدیت در حال بررسی آن هستیم ."

همسر شهید رضایی نژاد به برخی فشارها و رنجهای پس از شهادت همسرش اینگونه اشاره می کند:

"من تا مدت‌ها پس از شهادت داریوش به خودم می‌گفتم می‌شود آدم راحت بخندد؟ اصلاً فکر نمی‌کردم به زندگی برگردم. فکر می‌کردم تا همیشه مشکی به تنم است. گذشته از این‌ها حاشیه‌ها و حرف‌هایی مثل یک تیغ برنده است. من در مقاطعی متهم بودم و بازجویی شدم. این براین که قربانی این قضیه بودم،  دردناک بود. اصلاً این افراد را نمی‌بخشم و بارها باوجود این نامهربانی‌ها پا روی دل خودم گذاشتم و گفتم تو حق نداری در جامعه ایجاد شکاف بکنی. من یک دشمن بیرونی دیدم که دنبال یک شکاف است. بی‌بی‌سی برای من در صفحه فیس‌بوکم پیام فرستاد. می‌توانستم مصاحبه کنم اما نخواستم چون اطمینان داشتم که داریوش را اسرائیل زده است. چرا دست کسانی که آب به آسیاب اسرائیل می‌ریزند،  بهانه بدهم؟"

با حضور رهبرمعظم انقلاب در منزل این شهید در تاریخ ۲۹ دی‌ماه ۱۳۹۰ شهید رضایی نژاد و خانواده او از غربت در می ایند:

"قبل از آن بسیاری به ما می‌گفتند که ترور همسرم،  ترور کور بوده و اشتباهاً شهید رضایی نژاد به شهادت رسیده است،  ولی حضور ایشان در منزل ما تاییدی بود بر این نکته که ترور همسرم کور نبوده و کاملاً هدفمند انجام شده؛ یعنی حضرت آقا به این مسئله کاملاً آگاه بودند."

ساعت ۸:۳۰ ، ۲۱ دیماه ۱۳۹۰،  موتورسواری  با چسباندن یک بمب مغناطیسی به ماشین شهید مصطفی احمدی روشن در حوالی پل سیدخندان ابتدای خیابان گل نبی این خودرو را منفجر کرد. براثر این انفجار احمدی روشن وقشقایی به شهادت رسیدند.

۲ – وزارت اطلاعات طی بیانیه ای  در ۲۵ خرداد ۱۳۹۱خبر از دستگیری عوامل ترور شهیدان شهریاری، احمدی روشن و قشقایی داد:

"سلسله عملیات سنگین و همه جانبه اطلاعاتی که پس از وقوع اولین ترور هسته ای آغاز شده بود،  با ترورهای بعدی هرچه شدیدتر و گسترده تر و متهورانه تر استمرار یافت تا با حصول اشراف اطلاعاتی بر تعدادی از پایگاه ها و ایستگاه های اطلاعاتی و عملیاتی رژیم صهیونیستی و با گستراندن تور اطلاعاتی بر آنها به شناسایی عده ای از افسران اطلاعاتی رژیم جعلی حاکم بر سرزمین های اشغالی و تروریست های مزدور آنها انجامید و با تعقیب و مراقبت های شبانه روزی و رهگیری سوژه ها و سرنخ ها در داخل و خارج از کشور،  نهایتا عوامل اصلی ترور شهیدان شهریاری،  احمدی روشن و قشقایی شناسایی و در عملیات های برق آسا و مقتدرانه در مناطق مختلف دستگیر و به بازداشتگاه ها منتقل گردیدند"

در این اطلاعیه نامی از شهید رضایی نژاد و دستگیری عوامل ان نیامده است. در اطلاعیه شماره دوم وزارت اطلاعات در هشتم تیرماه نیز نامی از شهید رضایی نژاد نیامده است.چند روز بعد درسالگرد شهادت شهید رضایی نژاد، وزیر اطلاعات از دستگیری عوامل ترور این شهید خبرمی دهد.

سه روز پس از اطلاعیه ۲۵ خرداد،  حیدر مصلحی وزیر اطلاعات خبر از دستگیری ۲۰  نفر از عوامل ترور شهدای هسته ای داد. مصلحی یکم مردادماه اظهارداشت:

"با این دستگیری‌های اخیر بیش از ۳۰ نفر دستگیری داشته‌ایم" 

درادامه در تاریخ ۱۵ مرداد مستند ۴۰ دقیقه ای با عنوان کلوپ ترور بعد از خبر ۲۱ از شبکه اول سیما به روی آنتن رفت.سایت باشگاه خبرنگاران در این خصوص نوشت:

"در این مستند پرده از چهره عوامل ترور شهدای هسته‌ای کشور برداشت و شیوه عملیاتی تروریست‌ها بیان شد.در مستند کلوپ ترور همچنین،  بخش‌هایی از اعترافات عوامل موساد به نمایش در آمد."

۳- پدر و مادر شهید مصطفی احمدی روشن درمصاحبه ای با سخن انلاین که  در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ منتشرشد یعنی نزدیک به دو سال پس از خبر دستگیری عوامل ترور دانشمندان هسته ای و پخش مستند کلوپ ترور ، از بی اطلاع نگه داشتن خود از عوامل ترور فرزندشان و عدم مجازات  انها گلایه می کنند:

"سخن انلاین : عاملین ترور آقا مصطفی دستگیر شدند؟

پدرشهید:بله

سخن انلاین: آنها را دیده اید؟ مجازات شده اند یا نه؟

پدرشهید: نخیر. فقط یک سی دی آوردند نشانمان دادند که عوامل ترور اینجوری دستگیر شده اند و اعتراف کرده اند.

مادرشهید:تروریستی که دکتر شهریاری و مصطفی را ترور کرده بود خودش صحبت می‌کرد و می‌گفت بعد از ترور شهید شهریاری من را دوباره بردند اسرائیل و دوره دیدم و یک عکس هم به من نشان دادند گفتند باید این را ترور کنی،  که بعدها فهمیدم اسمش مصطفی احمدی روشن است. تنها چیزی که ما از این تروریستها دیدیم همین مصاحبه بود. و من واقعاً از وزارت اطلاعات سؤال دارم که چرا اعدامشان نمی‌کنند؟

ما اصلاً اینها را ندیده ایم. ما به عنوان پدر و مادر و همسر مصطفی حق داریم برویم آنها را ببینیم. نمی‌دانم حالا چه دلایلی دارد. من این اعتراض را به وزارت اطلاعات هم رسانده ام که من و حاج آقا و خانم مصطفی می‌خواهیم برویم اینها را ببینیم. فردا علیرضا بزرگ بشود از ما سؤال می‌کند. همانطور که آن روز می‌پرسید بابای من را چطوری کشتند؟

بزرگ هم بشود می‌پرسد قاتلین‌اش را چطور اعدام کردند؟ ازشان سؤال کردید چرا اینکار را کردند؟ ما بگوییم نه ندیدیم و اینقدر صبور و ساکت بودیم که هیچ ادعایی نداشتیم. در صورتی که می‌توانستیم از رئیس حفاظت سازمان یه دلیل اینکه برای بچه ها محافظ نگذاشته بود شکایت کنیم ولی اینکار را نکردیم."(*)

۴- بیش از پنج سال از اطلاعیه ای که خبر از دستگیری عوامل ترور می داد گذشته ولی  هیچ خبری درباره سرنوشت عوامل دستگیرشده ترور دانشمندان هسته ای منتشر نشده است.عواملی که در "مستند کلوپ ترور" با آنها مصاحبه شده و تصاویر و اعترافات آنها از صدا وسیما پخش شد. 

این افراد که ادعا شده بود عوامل ترور شهدای هسته ای بوده اند،  چه سرنوشتی پیدا کردند؟

 

(*)- چرا عوامل ترور احمدی روشن و شهید شهریاری را اعدام نمی‌کنند؟

<div id="1506143985700567"><script type="text/JavaScript" src="https://www.aparat.com/embed/LQ8kM?data[rnddiv]=1506143985700567&data[responsive]=yes"></script></div>

 

+ این مطلب را به اشتراک بگذارید +

گزینه های تحمیلی عامل تعطیلی/ذوب آهن کردستان دلخوش به وعده احیاست

خبرگزاری مهر – گروه استانها؛ زیبا امیدی فر: کارخانه ذوب آهن کردستان واقع در ۳۵ کیلومتری شهرستان قروه که عملیات اجرایی آن در سال ۷۴ آغاز و پس از پیچ و خم های فراوان در سال ۸۲ به بهره برداری رسید، با گذشت چند سال فعالیت با ظرفیت تولید ۷۰ هزار تن شمش چدن و ۳۶۵ نفر پرسنل و نیروی کار، تعطیل و از حرکت ایستاد.

تعطیلی کارخانه در حالی رخ داد که از سال ۸۲ تا ۸۵ بهترین تولید و عملکرد را داشت به طوری که به عنوان واحد نمونه تولیدی در کشور معرفی شد. اینکه روند فعالیت کارخانه از مدیریت تا خط تولید در این ۳ سال چگونه بود که کارخانه فولاد زاگرس را برترین در کشور کرد باید در نظر داشت چرا که به ناگهان ریل موفقیت این واحد بزرگ تولیدی به نفس نفس افتاد.

از ضعف مدیریتی تا تحمیل بار اضافی نیروی کار، از قدیمی بودن کوره های تولید تا نبود مواد اولیه در منطقه، از نداشتن توجیه اقتصادی تا مکان یابی نادرست محل کارخانه و از همه مهم تر وجود سهامدارانی دولتی و نیمه دولتی همه و همه عواملی هستند که مسئولان وقت برای تعطیلی این کارخانه عنوان می کنند.

با وجود گذشت چندین سال از تعطیلی این کارخانه همچنان پنهان کاری ها و محافظه کاری ها ادامه دارد و گویا ترس از دست های پشت پرده ای که تعطیلی کارخانه و بیکاری چندین نفر را رقم زد تا حدی است که سکوت بی دلیل مسئولان را نمی شکند. این در حالی است که بارها و بارها کارگران بیکار شده کارخانه ذوب آهن کردستان در فرمانداری قروه، استانداری کردستان و حتی جلوی مجلس و وزارت کار تجمع و به اعتراض پرداخته اند و خواستار شفاف سازی در خصوص وضعیت کاری خود شده اند.

شاید همین اعتراض های پی در پی بود که مسئولان کمی به جنب و جوش افتادند و دلشوره برای پست و مقام خود را گرفتند و به صورت بازدیدهای هرچند وقت یکبار به جای سکوت همیشگی خود این بار نسخه وعده ها برای معترضان پیچیدند. نسخه ای که تا کنون تاریخ مصرف آن گذشته است.

بازدید مدیرعامل شرکت ملی فولاد ایران و سرمایه گذارانی از داخل و خارج استان نمونه هایی از این تکاپوی مسئولان می باشد که با وجود آمد و رفت های مداوم نتیجه ای به همراه نداشته است. هرچند رئیس صنعت، معدن و تجارت کردستان به همراه نماینده مردم قروه در مجلس بارها از احیای این کارخانه سخن گفته و وعده های حتمی داده اند اما همچنان این کارخانه در تعطیلات تصمیم گیری ها به سر می برد.

تغییرات غیراصولی

کارخانه ذوب آهن قروه با این هدف تأسیس شد که طرح توسعه های بعدی را به آن اضافه کرده و در واقع بخشی از زنجیره تولید  فولاد در کشور شود. مشاور امور مجلس و توسعه منطقه ای معاون رئیس جمهور ضمن بیان این مطلب در گفت و گو با خبرنگار مهر از عملکرد زمان تأسیس کارخانه تا سال ۸۵ می گوید و اینکه این واحد تولیدی از لحاظ اقتصادی خروجی خوبی را در این سال ها کسب کرده بود.

به گفته «حامد قادرمرزی» تا سال ٨٥ پرسنل کارخانه فولاد زاگرس قروه در مجموع ٢٥٠ نفر بود این در حالی است که از سال ٨٥ تا سال ٨٩ نیروی کار زیادی با فشار عمدتاً یکی از مسئولان وقت به شرکت تحمیل شد به طوری که در اواخر سال ۸۹ تعداد پرسنل کارخانه به ٣٨٠ نفر رسید، در حالی که ظرفیت تأمین نیروی انسانی در این واحد تولیدی حداکثر تا ١٧٠ نفر بود.

وی با بیان اینکه کارخانه مذکور ظرفیت پذیرش این تعداد نیرو را نداشت، افزود: «تحمیل بار نیروی اضافی با جابجایی نیروهای متخصص و اهل فن و بومی و استفاده از نیروهای غیرمتخصص و غیر بومی در حوزه های مدیریتی از لحاظ سیاسی، ضربه ای جبران ناپذیر را وارد کرد به طوری که شرکت با بیش از ٢٠٠ نفر نیروی اضافی و تأمین هزینه های بسیار بالایی مواجه شد».

این درست همان مسئله ای است که «غلامرضا عالمی»؛ مدیرعامل وقت شرکت مُهر تأیید بر آن می زند و از اشتغال بیش از ظرفیت در کنار کمبود مواد اولیه به عنوان معضلات اساسی در رکود کارخانه نام می برد. هرچند بسیاری این مسئله را پنهان و حتی انکار می کنند اما به گفته کارگران این کارخانه نبود یک نظارت دقیق و دخالت های مختلف در مدیریت به مرور زمان وضعیت تولید شرکت را بر زمین زد.

«حامد قادرمرزی» همچنین از سوءاستفاده های دیگری که عامل ورشکستگی این کارخانه شد از جمله پرداخت حقوق و بیمه به تعداد افرادی که حتی یکبار هم پایشان به کارخانه نرسیده است و گویا اسماً به عنوان نیروی کار در لیست حقوق بوده اند خبر داد و گفت : «در لیست حقوق و کارمزد این کارخانه افرادی هستند که حقوق و اضافه کار و پاداش و عیدی و … از حساب کارخانه به آنان پرداخت شده که حتی یکبار به کارخانه یا دفتر اداری آن هم نرفته اند». وی ضمن اشاره به اینکه مدارک و مستندات در این خصوص وجود دارد، خواستار رصد تمامی لیست بیمه ای و حقوق پرسنل در سال های ۸۴ تا ۹۰ برای شفاف سازی در این زمینه شد.

این نماینده سابق مردم شهرستان های قروه و دهگلان در مجلس نهم در ادامه سخنان خود افزود: «باید دانست ماشینی که بیش از دو برابر ظرفیتش بار می گیرد پنچر و نهایتاً غیر قابل استفاده می شود. لذا کارخانه فولاد زاگرس هم باتوجه به اینکه ظرفیت پذیرش پرسنل و ردیف اعتباری برای آن تعیین و تعریف شده بود زیر بار اضافی بیش از حد تاب نیاورد و نهایتاً تعطیل شد.»

به گفته «حامد قادرمرزی» کارخانه فولاد زاگرس در اواخر سال ۸۹ اعلام ورشکستگی کرد و در سال ۹۰ تعداد زیادی از نیروهای خود را اخراج کرده و بخش هایی از کارخانه تعطیل شد و در ١٨ تیر ۹۱ با اعلام ورشکستگی، کارخانه فولاد زاگرس به طور رسمی تعطیل شد.

وی با بیان اینکه کارخانه از سال ۸۸ خاصیت تولید و مراحل توسعه خود را از دست داد، تصریح کرد: «میزان تولید این کارخانه تا سال ۸۵ در ٢٤ ساعت شبانه روز حدود ٢٢٠ تن چدن بود اما در سال های ۸۸ و ۸۹ میزان تولید این کارخانه به حدود ٧٠ تن یعنی بیش از یک سوم کاهش پیدا کرد.»

این در حالی است که تعداد نیروهای انسانی کارخانه به حدود دو برابر افزایش پیدا کرده بود و به گفته «قادرمرزی» قطعاً بنگاه تولیدی یک مدیریت اقتصادی و تخصصی می خواهد نه مدیر بله قربان گو برای پذیرش سفارشات افراد سیاسی.

این مقام مسئول از میزان بدهی کارخانه خبر داد و گفت: «میزان بدهی کارخانه تا سال ۸۹ در کل ٥٨ میلیارد تومان بوده که تا زمان اعلام تعطیلی کارخانه در تیر ۹۱ مجموع بدهی های کارخانه به بیش از ١١٠ میلیارد تومان افزایش یافت و در واقع اینجاست که باید گفت “پیدا کنید پرتقال فروش را”.»

«قادرمرزی» در نهایت فرآیند تعطیلی کارخانه ذوب آهن کردستان را اعمال مدیریت سیاسی به جای مدیریت تخصصی و تحمیل نیروی انسانی بیش از ظرفیت تعیین شده به مدیریت غیر تخصصی برای تسویه بدهکاری اجتماعی و انتخاباتی برخی اشخاص خاص دانست.

در هر صورت آنچه نماینده سابق مردم قروه و دهگلان در مجلس شورای اسلامی می گوید نشان از یک آشفتگی مدیریتی و دخالت های افراد سیاسی در روند اشتغال کارخانه دارد و طبق اعلام نظرهای از پیش گفته شده احتمال بسیار بالای صحت این ماجرا وجود دارد.

هزاران مشکل

شاید تعطیلی این کارخانه از نبود یک کارشناسی اصولی نشأت می گیرد و از طرفی تغییر سهامداران هم بی تأثیر نیستند در شکست این پروژه بزرگ. بنا به گفته «محمد دره وزمی»؛ رئیس صنعت، معدن و تجارت کردستان ۴۲ درصد از سهام این شرکت زمانی متعلق به ایمیدرو بود، اما بعدها به شرکت‌های دیگری واگذار شد و در حال حاضر صندوق بازنشستگی کشوری، صندوق بازنشستگی حمایت از کارکنان فولاد و تأمین اجتماعی سهامداران آن محسوب می‌شوند، درحالی که این ۳ مجموعه هم وابسته به وزارت کار و تعاون هستند.

هرچند این مقام مسئول هم به مدیریت غیراصولی اشاره می کند اما تعداد دیگری از مسئولان از نداشتن توجیه اقتصادی این طرح در کنار دسترسی نداشتن آسان به مواد اولیه پرداخته اند و از طرفی دیگر «عبدالمجید شریفی»؛ مدیر عامل شرکت ملی فولاد ایران در جریان بازدید از این کارخانه از فرسوده بودن کوره ها و دستگاه های مرتبط برای تولید فولاد گفته و معتقد است که دلیل رکود کارخانه می تواند این مسئله هم باشد. این در حالی است که کارخانه با همان کوره ها چندین سال کار کرده و واحد برتر شده است.

از زمان تعطیلی کارخانه تاکنون بازدیدهایی توسط مسئولان کشوری و استانی صورت گرفته و هر بار وعده هایی برای احیای آن داده شده و همچنان گرد و غبار بی توجهی بر چهره کارخانه ذوب آهن کردستان نشسته و معلوم نیست این احیای دوباره چه زمانی خواهد بود. یکی از تغییر کاربری می گوید، دیگری از واگذاری آن به سرمایه گذار جدید و یکی به فروش آن می رسد و یکی هم به رها کردنش. هرچه باشد به گفته منتقدان سیاسی این پروژه به خواب رفته وسیله تبلیغی خوب و جالب توجهی برای افراد انتخاباتی است. وسیله ای که اگر راه اندازی شود دیگر آن مزه انتخاباتی و تبلیغی خود را از دست می دهد.

هشدار برای تکرار

باوجود آنکه زمان زیادی از تعطیلی کارخانه فولاد زاگرس و بیکاری چندین نفر در قروه می گذرد و تعطیلی این واحد بزرگ تولیدی همچنان در صدر بسیاری از برنامه ها و خبرها قرار دارد، اما گویا تعطیلی این کارخانه درس عبرتی برای مسئولان امروز نشده است چرا که همچنان دست اندازی ها و دخالت های نادرست در برخی از واحدهای تولیدی که منجر به ضعف اقتصادی و در نهایت تولید بیکاری در منطقه است، مشاهده می شود.

در واقع باید گفت همین مسئله در اختیار گرفتن مدیران غیر متخصص و فاقد تجربه صحیح باعث شده وضعیت صنعت و تولید در شهرستانی همانند قروه که می توانست قطب صنعتی و معدنی استان باشد در بحران رکود به سر بَرد. به گفته کارگران کارخانه فولاد زاگرس مسئولان به جای اینکه در روند اشتغال نیروها دخالت کنند ایکاش در روند تنظیم بودجه و فروش محصولات تولیدی توجه کرده و به گونه ای عمل شود که به جای مانع گذاشتن عاملی برای برداشتن موانع شوند.

با وجود بیان مشکلات مرتبط، آنچه دیده می شود به جای درمان پروژه شکست خورده ذوب آهن کردستان این وعده هاست که نمک به زخم پرسنل بیکار شده می پاشد. کارگرانی که امیدهایشان بر باد رفته و زندگی خود را به صبوری گره زده اند و باید دید بازسازی و یا احیای این واحد صنعتی و تولیدی بزرگ امکان پذیر است یا نه؟ سؤالی که بیشتر از پاسخ آری نیازمند تدوین برنامه ای منسجم و مدیریتی واحد آن هم براساس استاندارد است. شاید همین راهکار بتواند جلوی دیگر معضلات تکراری و تعطیلی واحدهای تولیدی را بگیرد.  

+ این مطلب را به اشتراک بگذارید +

ادبیات ترامپ کاسبکارانه است/باید با قلدرها با زبان قدرت صحبت کنیم

امیرحسین قاضی زاده در گفتگو با خبرنگار مهر در خصوص اظهارات اخیر رئیس جمهور آمریکا گفت: این اظهارات جدید نیست. از کودتای ۲۸ مرداد آمریکایی ها این نوع موضع گیری ها را علیه ایران آغاز کردند. تکرار مداوم تاریخ نشان می دهد که ما با قلدرها و زورگوها به جز زبان قدرت نباید صحبت کنیم.

نماینده مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: جمهوری اسلامی با افزایش توان دفاعی خود باید مقابل استکبار بایستد و زیر بار زورگویی جبهه استکبار نرود.

وی اظهار داشت: ترامپ فرد تاجری است که می خواهد خود را به اسرائیل و سعودی گران بفروشد و به همین دلیل از ادبیات کاسب کارانه استفاده می کند، نه از ادبیات دیپلماتیک که دولت قبل آمریکا از آن استفاده می کردند.

عضو هیات رئیسه مجلس اظهار داشت: زبان زور و قلدری را باید جوابی متقابل داد، دولت روسیه نیز در مقابل رفتارهای آمریکا پاسخ های محکم و سنگین می دهد. کشورهای دیگر نیز به رفتارهای سخیف آمریکا جوابی دندان شکن می دهند.

+ این مطلب را به اشتراک بگذارید +

حجم ترافیک در جاده های زنجان بالا است

سرهنگ علی اصغر شیر محمدی در گفتگو با خبرنگار مهر به وضعیت تردد در جاده های استان زنجان اشاره کرد و افزود: در حال حاضر حجم ترافیک در تمام جاده های استان زنجان بالا است و تردد به آرامی انجام می گیرد. 

وی اظهار کرد: با توجه به اینکه سفرهای تابستانی تمام  شده  اغلب جاده ها شلوغ است و در این میان رانندگان باید زمان برگشت از سفر را مدیریت کنند.

شیر محمدی از همه رانندگان عبوری از مسیرهای ارتباطی استان زنجان خواست، از سبقت و سرعت غیرمجاز، انحراف به چپ و عجله در طی مسیر پرهیز کنند.

وی تاکید کرد: کسانی که قصد سفر دارند برای اطلاع از وضعیت جاده های این استان و کشور با سامانه ۱۴۱، سایت www.۱۴۱.ir و نرم افزار موبایلی ۱۴۱ ارتباط برقرار کنند و یا با سامانه ۱۸۱۶ تماس بگیرند تا بتوانند سفر خود را مدیریت و برنامه ریزی کنند.

شیر محمدی تاکید کرد: زنجان یک استان عبوری است  و بیشتر جاده ها برای گذر مسافران بزرگراه است در این میان رانندگان به محض خستگی در اولین فرصت در یک مجتمع و پار کینگ اقدام به استراحت کنند و اصلا رانندگی نکنند و در هر دو ساعت ۱۵ دقیقه استراحت کنند و در جاهایی که مطمئن هستند تصادف پیش نمی آید توقف کنند.

وی افزود: رانندگان در شب از رانندگی خودداری کنند چرا که دید بسیار کم می شود و از رانندگی بین خطوط و سبقت و انحراف به چپ جلوگیری کنند چرا که در تابستان سالجاری علت بیشتر تصادفات سبقت غیر مجاز و انحراف به چپ بوده است.

+ این مطلب را به اشتراک بگذارید +

استفاده از نیروهای مردمی برای پوشش تأمین امنیت ماه محرم در زنجان

سردار علی آزادی در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: محرم ماه بصیرت، شکوفایی معنوی، سوگواری خردمندانه و ماه عشق الهی است و ماه رشد و بالندگی و اندیشیدن ، مدرسه عشقی که باید در آن درس چگونه زیستن آموخت و عاشورا،نقطه عطف شجاعت، شکیبایی، ذلت گریزی و ستم ستیزی در مسیر پرفراز و نشیب تاریخ اسلام است.

فرمانده انتظامی استان زنجان گفت: طبق سنوات گذشته پلیس با تمام نیرو نسبت به برقراری نظم و امنیت دسته‌های عزاداری اقدام و برنامه‌ریزی لازم را تدوین کرده و قرارگاه عاشورا در استان زنجان تشکیل می شود و بزرگ‌ترین پایگاه تأمین امنیت شهر، قرارگاه مردمی است که باید از این ظرفیت نهایت استفاده را برای برقراری امنیت کرد.

وی ادامه داد: مردم نیز در این راستا هماهنگ با پلیس باشند و در زمینه برقراری امنیت با مأموران همکاری کنند.  

آزادی از نیروهای مردمی به‌عنوان همیاران محرم برای پوشش کامل تأمین امنیت استان زنجان در این ایام یاد کرد و گفت: زنجان پرچم‌دار شور و شعور حسینی در کشور است و باید این عنوان با برگزاری برنامه‌های درخورشان برای همیشه در تاریخ ماندگار شود.  

فرمانده انتظامی استان زنجان ماه محرم را بهترین فرصت برای استفاده از فیوضات الهی عنوان کرد و افزود: این ماه به علت فضای معنوی که دارد مردم بیشتر به سمت خدا می‌روند و ماه محرم اثر مستقیم بر جرائم خاص و عمومی دارد. ارتقای امنیت جامعه و کاهش بزهکاری و سرقت در جامعه جزو مأموریت های پلیس است و برای تحقق این دو امر مهم در جامعه پلیس تلاش لازم را در دستور کاری خود دارد.  

وی تصریح کرد: ماه محرم به اقتضای فضای معنوی که دارد مانع از ورود افراد به سمت کارهای نادرست می‌شود و در این راستا باید برنامه‌های مذهبی در جامعه تقویت شود.

آزادی تاکید کرد:  به شهروندان محترم توصیه می‌شود با کارکنان ناجا در این ایام مثل همیشه همکاری صمیمانه داشته باشند و مسئولان هیئت های عزاداری و تکایا، از نصب هر گونه داربست در معابر عمومی که موجب مسدود شدن خیابان و یا کندی عبور و مرور می‌شود، خودداری کنند.

وی افزود: توصیه می‌شود در حرکت دسته‌های عزاداری و حین برگزاری مراسم عزاداری، به ویژه در ساعات پایانی شب در استفاده از بلندگوها، رعایت حال بیماران و افراد مسن بشود و مراکز۱۱۰ پلیس در تمامی ساعات شبانه روز آماده دریافت اطلاعات و خدمت رسانی به مردم خواهند بود.

+ این مطلب را به اشتراک بگذارید +

وظایف اورژانس اجتماعی پس از یک خودکشی ناموفق

مجله مهرگان نو: خودکشی افراد اگر به مرگ منتهی شود، یک سری اتفاقات تلخ برای خانواده و آشنایان نزدیک باقی می گذارد و اگر هم منجر به مرگ نشود، درگیری های دیگری برای نزدیکان ایجاد می کند. افرادی که خودکشی می کنند و خودکشی شان منجر به مرگ نمی شود، از یک سو و کاسنی که در نزدیکی این افراد هستند و در جریان کامل این حادثه قرار می گیرند، از سوی دیگر نیاز دارند تحت نظر قرار بگیرند.
اورژانس اجتماعی به عنوان نهادی که به صورت رایگان می تواند به آسیب های اجتماعی رسیدگی کند، چند سال است در تمام استان ها مستقر شده و فعالیت خود را آغاز کرده است.  وظایف اورژانس اجتماعی پس از یک خودکشی ناموفق
حسین اسدبیگی، رییس مرکز فوریت های اجتماعی سازمان بهزیستی (اورژانس اجتماعی) در این باره می گوید: «دلیل و انگیزه خودکشی هرچه که باشد، امدادگران ما مسئولیت دارند پس از چنین حوادثی افراد را تا ماه ها تحت نظر داشته باشند و برای این کار هیچ هزینه ای دریافت نمی شود.»
او می گوید: «لفظ خودکشی ناموفق صحیح نیست و نباید از کلمه موفق و ناموفق برای این عمل نادرست استفاده شود؛ چرا که در آن صورت خودکشی موفق، معنی مرگ فرد را دارد و این کلمه موفق این حس را القا می کند که کار خوبی بوده که طرف در آن موافق شده است. با حسین اسدبیگی درباره وظایف اورژانس اجتماعی و نوع امدادهایی که پس از یک خودکشی ناموفق باید به قربانی برسانند، صحبت کردیم که در ادامه می خوانید.

اورژانس اجتماعی نسبت به کسانی که خودکشی هایی داشته اند که منجر به مرگ نشده، یا تصمیم به خودکشی داشته اند، چه وظیفه ای دارد؟
در مورد افرادی که خودکشی کرده اند و نجات داده شده اند، یک سری روش ها ووظایف انجام می شود و درباره کسانی که تصمیم به آن کار داشته و انجام نداده اند، یک سری وظایف دیگر.
مثلا کمتر از یک ماه پیش بود که در یکی از شهرها که بهتر است نام برده نشود، یک دختر 22 ساله تصمیم داشت خودش را از پل پرت کند. پلیس و مددکار پلیس با او نزدیک 30 دقیقه مذاکره کردند، پس از آن اورژانس با او صحبت کرده بود، ولی در نهایت او تصمیم به پریدن از روی پل داشت. در نهایت یکی از عوامل ما روی پل رفت و توانست با یک ربع ساعت صحبت کردن او را پایین بیاورد.
می خواهم بگویم قول دادن برای پیگیری و داشتن ارتباط مداوم با فردی که تصمیم به خودکشی دارد، می تواند به شدت در پشیمان شدن او تاثیر داشته باشد، تا این که به فردی که از رفتارهای پدرش خسته شده، مدام بگویی اشکالی ندارد، بعدا ممکن است درست بشود.

یعنی شیوه اورژانس اجتماعی در پشیمان کردن افرادی که تصمیم به خودکشی دارند، قول ارتباط های بعدی با شخص است؟
یک بخشی از وظایفش شاید همین است. همین که فردی که تاکنون حتی یک جلسه هم پیش مشاوره نرفته، حالا یک روان شناس با او صحبت می کند و قول می دهند که این جلسات ادامه پیدا کند و اگر نیاز باشد، با خانواده فرد هم حرف بزند،؛ به شدت در امیدوار شدن فرد به آینده تاثیر دارد. وظایف اورژانس اجتماعی پس از یک خودکشی ناموفق

خودکشی کرده های نجات یافته چطور؟ قرار شد درباره وظیفه اورژانس اجتماعی در مورد افرادی که خودکشی کرده اند و نجات پیدا کرده اند به صورت جدا توضیح بدهید.
آن ها هم باید حتما تحت نظر روان شناس قرار بگیرند. خیلی از آن ها تنها به این علت که توانایی پرداخت هزینه روان شناس را ندارند، این کار را انجام نمی دهند. ولی وقتی با ما تماس می گیرند و مثلا اعلام می کنند دختر خانواده قرص خورده بوده و نجات پیدا کرده، همکاران ما وارد عمل شده و با جلسات روتین و مدون مشاوره های خود را آغاز می کنند.

مشاوره ها تا چه حد تاثیرگذار است؟
مشاوره ها به خود فرد ختم نمی شود و گاهی به خانواده ها و دوستان می رسد. مثلا فردی به علت مشکلاتی که با همسر و فرزندانش دارد، این کار را چندین بار انجام داده، در صورتی که همکاران ما به این نتیجه برسند که قصور از سوی کسی جز خود فرد است، حتما با او هم وارد گفت و گو می شوند و مشاوره خود را با اطرافیان خودکشی کرده ادامه می دهند.

تا چه مدت این افراد تحت نظر همکاران شما هستند؟
مشاوره ها از روزی یک بار شروع می شود، با هفته ای دو بار و سپس یک بار ادامه دارد و تا 6 ماه یک بار هم اتفاق افتاده  است. همه این ها بستگی به خود فرد، خانواده و اطرافیانش دارد. ولی آن چه مشخص است تا زمانی که بچه های ما از این موضوع که فرد از خودکشی کاملا صرف نظر کرده، مطمئن شوند، مشاوره های دوره ای خود را ادامه می دهند. البته این مهم را هم بگویم که ما به شدت در بحث پرسنل و اعتبار برای حقوق با مشکل کمبود بودجه مواجه هستیم، که چنان چه مشکلات مان در این باره حل شود، طبیعتا پرسنل مان می توانند زمان و انرژی بیشتری برای فرد بگذارند.

نیروهایی که با افراد خودکشی کرده در ارتباط هستند، همگی دکترای روان شناسی دارند؟
بعضی از آن ها بله، برخی دیگر نیز کارشناسی ارشد این رشته هستند، ولی موضوعی که برای همه کارکنان این اورژانس یکسان و اجباری است، برگزاری کلاس ها و دوره های مخصوص است. این دوره ها در زمان های منظم و در تمام استان ها برای کارکنان این اورژانس برگزار می شود. اتفاقا نکاتی که در این دوره ها به کارشناسان آموزش داده می شود، تاثیر زیادی در ارتباط با افراد خودکشی کرده دارد، همان طور که در خودکشی دختری که پیش تر گفتم تصمیم داشت خود را از روی پل پرتاب کند، صحبت های این مددکار که تازه دوره دیده بود، تاثیر زیادی داشت. وظایف اورژانس اجتماعی پس از یک خودکشی ناموفق

در برخی از پرونده های بزهکاران این جمله از متهم شنیده شده که تحت تاثیر خودکشی یکی از عزیزانش دست به جنایت زده است. به این صورت که در کودکی خودکشی را دیده و در بزرگسالی تحت تاثیر آن صحنه ها فردی را حلق آویز کرده است. اورژانس اجتماعی برای کمک به خانواده های افرادی که خودکشی کرده اند نیز برنامه ای دارد؟
اطرافیان فردی که خودکشی کرده اند، گاهی بیشتر از خود فرد نیاز به روان درمانی دارند. مثلا فردی که خودکشی کرده، فرزند کوچکی دارد که این صحنه را دیده است یا برادر و خواهر کوچک یک فرد، شاهد حلق آویز شدن فرد بوده اند، این افراد چه خودکشی شان منجر به مرگ شود چه نشود، رو اطرافیان شان که سن کمی دارند، تاثیرگذار خواهندبود.

چگونه به این افراد کمک می شود؟
همان طور که از فرد خودکشی کرده دعوت می کنیم به محل استقرار سازمان در هر استان بیاید، از اطرافیان این افراد در صورتی که نیاز به مشاوره داشته باشند، دعوت می کنیم و همکاران مان به آن ها نیز مشاوره کاملا رایگان می دهند.

چگونه این افراد را شناسایی می کنید؟
اگر خانواده فرد باشند که در جریان مشاوره دادن به خود فرد، از مشکلات خانواده او درباره این موضوع نیز باخبر می شویم و از آن ها دعوت می کنیم. اگر از اطرافیان فرد باشد نیز به شیوه های دیگر شناسایی انجام می شود. به عنوان مثال در مدارس وقتی دانش آموزی خودکشی می کند، شیوه شناسایی کاملا متفاوت است.

در مدارس به چه صورت است؟
در مدارس وقتی یک دانش آموز خودکشی می کند، مددکاران ما با حضور در محل و صحبت با اولیای مدرسه، دانش آموزانی را که پس از آن حادثه دچار تغییر رفتار شده اند، معرفی کرده و مددکاران و روان شناسان ما با آن ها صحبت می کنند.

مراجعان اورژانس اجتماعی درباره خودکشی چقدر است؟
اورژانس اجتماعی هرچقدر هم خودش تبلیغات کند، باز هم تا زمانی که رسانه ها به ویژه رسانه های تصویری تبلیغی درباره آن نکنند، به تنهایی نمی تواند به مردم جامعه شناسانده شود و مورد استفاده مردم در آسیب های اجتماعی قرار بگیرد. در تمام کشورهای پیشرفته رسانه های تصویری و شبکه های مختلف تلویزیونی مدام همکاران ما را تبلیغ می کنند و همان قدر که در این جا چیپس و پفک تبلیغ می شود، در آن جا آگهی های تبلیغاتی این افراد پخش می شود. وظایف اورژانس اجتماعی پس از یک خودکشی ناموفق

در خیلی از موارد خودکشی که در شهر اتفاق می افتد، پلیس به علت برهم زدن نظم عمومی اقدام به بردن فرد می کند. اورژانس اجتماعی با این موضوع برخورد نمی کند؟
اتفاقا در هر موردی که همکاران ما حضور داشته اند، با توجه به همان آموزش هایی که پیش تر گفته شد، همکاران ما با پلیس صحبت می کنند و خواهش می کنند فرد را به ما بسپارند و با خودشان نبرند. این در حالی است که اگر همکاران ما در محل نباشند، ممکن است فرد را با خود ببرند، کما اینکه بارها نیز این اتفاق افتاده است. بنابراین از مردم تقاضا داریم به محض این که با چنین صحنه هایی مواجه شدند، حتی اگر اورژانس، پلیس و آتش نشانی هم در محل حضور داشتند، به حساب این نگذارند که دیگر نیازی به وجود ما نیست. حتما با 123 تماس بگیرند.

تاکنون راجع به این مسئله با پلیس به مشکل برخورده اید؟ مثلا فرد را به شما نسپارند؟
ببینید پلیس هم تقصیری ندارد. وقتی فرد در خیابان دست به چنین عملی زده؛ یعنی در یک مکان عمومی دست به این عمل زده اند؛ یعنی نظم عمومی را بر هم زده است. اگر خودکشی به خودی خود جرم نیست، برهم زدن نظم عمومی شهر جرم است. ایجاد رعب و وحشت میان مردم جرم است.  به همین دلیل پلیس هم وظیفه خود می داند که او را به عنوان مجرم (نه برای خودکشی بلکه برای برهم زدن نظم شهر) با خود ببرد. ولی هر بار این مشکل با صحبت حل شده و ما فرد را تحویل گرفته ایم، پس از صحبت و مشاوره او را تحویل خانواده اش داده ایم. ولی جواب سوال شما این است که خیر. تاکنون به مشکل برنخورده ایم و پلیس فرد را به ما سپرده است.

+ این مطلب را به اشتراک بگذارید +

قاشق دمنوش سینرژیک تولید شد/ برنامه ریزی برای صادرات

بهروز مرادی مجری طرح «قاشق سینرژیک» در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: اغلب بیماری های مزمن علی الخصوص مشکلات گوارشی به دلیل از بین رفتن سیستم دفاعی بدن بروز می کند که اولین سد دفاعی بدن میکروب های مفید یا پروبیوتیک ها هستند.

وی افزود: تحقیقات علمی نشان داده است استفاده همزمان از پروبیوتیک ها و گیاهان دارویی با یکدیگر بیشتر از تاثیر هر کدام به تنهایی است. به همین دلیل به این محصولات سینرژیک می گویند.

مرادی با بیان اینکه بر همین اساس در صدد آمدیم تا قاشق دمنوش سینرژیک را تولید کنیم، خاطر نشان کرد: این قاشق محصولی با کاربرد ساده متشکل از گیاهان سلامت بخش به همراه باکتری های پروبیوتیک بوده که با توجه به فرهنگ نوشیدنی های ایران و چشم انداز جهانی طراحی شده است و به دلیل خواص سلامت بخش در گروه غذاهای فراسودمند دسته بندی می شود.

به گفته وی، تکنولوژی این محصول توسط طب سنتی چین آغاز و پس از سالها تحقیق و مطالعه گروه علمی سلامت سبز موفق به بومی سازی این محصول منحصر به فرد بر طبق طب بوعلی شده است.

مرادی با بیان اینکه گیاهان این دمنوش در قالب قاشق یکبار مصرف قابل تجزیه بسته بندی شده است، خاطر نشان کرد: در این قاشق، از شیرین کننده های طبیعی استفاده شده که فاقد قند بوده و کاملا بی ضرر است.

وی با اشاره به مزایای این قاشق عنوان کرد: ایجاد طراوت و نشاط، بالا بردن سطح انرژی بدن، بهبود سوخت و ساز بدن، افزایش چربی سوزی، بالا بردن ایمنی بدن و کاهش خطر بیماری های مزمن نظیر چربی خون قند خون سکته های قلبی و مغزی، سرطان ها از مزایای این محصول به شمار می رود.

وی افزود: همچنین پاکسازی روده ها و بهبود مشکلات گوارشی کودکان، درمان یبوست سندرم روده تحریک پذیر ، درمان درد پیش از قاعدگی، جلوگیری از اکسید شدن بدن و پیری زودرس و جذب بهتر مکمل ها و ویتامین ها با مصرف مداوم قاشق سینرژیک، از دیگر مزیت های قاشق طراحی شده در قالب دمنوش به شمار می رود.

مرادی مواد متشکل این قاشق دمنوشی را نعناع فلفلی، آویشن شیرازی، زیره سبز، زنیان، بادرنجویه، رازیانه، دارچین، گیاه استویا به عنوان شیرین کننده طبیعی، باکتری پروبیوتیک مقاوم به حرارت عنوان کرد و افزود: این محصول در قالب قاشقی بسته بندی می شود.

به گفته مرادی، خود قاشق از جنس پلیمر گیاهی است که هیچ ضرری  برای سلامتی و محیط زیست ندارد، در کف قاشق دمنوش و روی کفه کاغذ تی بک است که با هم زدن مخلوط می شود.

وی ادامه داد: این محصول دارای مالکیت انحصاری است و برای ثبت اختراع بین المللی هم اقدام کرده ایم.

مرادی با بیان اینکه در حال حاضر این محصول با ۴ فرمولاسیون ویژه عرضه می شود، گفت: بنا داریم این محصول را به خلیج و اروپا صادر کنیم.

به گزارش پورتال خبری امروزه به نقل از مهر، این طرح با همکاری حامد فراهانی به نتیجه رسیده است.

+ این مطلب را به اشتراک بگذارید +

نمایشگاه عکس «ی پلاک» افتتاح شد/ ساده ترین زندگی‌ها در خانه شهدا

به گزارش پورتال خبری امروزه به نقل از خبرنگار مهر، نمایشگاه «یِ پلاک» بعد از ظهر روز گذشته ۳۱ شهریور ماه با حضور تعدادی از خانواده‌های شهدا، سید عباس میرهاشمی مدیرعامل انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس، سید احسان باقری مدیر خانه عکاسان ایران و جمعی از چهره های فرهنگی در گالری شماره یک خانه عکاسان ایران افتتاح شد.

این نمایشگاه عکس که حاصل ۱۰ سال عکاسی منصوره معتمدی از خانواده شهدا و یادگاری های شهدا بوده است، توسط خانواده شهدا افتتاح شد. در این نمایشگاه تصاویری از پدران، مادران، همسران و فرزندان شهدا با یادگاری های شهدایی که برخی از آنها هنوز مفقود الاثر هستند، به چشم می خورد. مادری که چند روز پس از دامادی فرزندش را به جبهه می فرستند و او به شهادت می رسد در عکسی با کت سفید دامادی پسرش در قاب نشسته است. در عکسی دیگر مادر شهید پلاک فرزندش را مانند تسبیحی در دست گرفته است و در عکسی دیگر نیز مادر شهیدی را می بینیم که هر هفته در بهشت زهرا آش نذری می پزد و پخش می کند. دیدن پدری که قاب عکس پسرش را می بوسد، مادری که کت یادگاری فرزند شهیدش را تن نوه هایش می کند، مزار شهیدی که به زیبایی تزئین شده است و…. تنها گوشه ای از جلوه زندگی شهدا در یاد و خاطره بازماندگانشان پس از شهادت است.

در افتتاحیه این نمایشگاه احسان باقری در سخنانی کوتاه گفت: پدران و مادران شهدا، بهانه خلق این آثار بودند که بعد از گذشت سالیان به نمایش در آمده است. این نمایشگاه حاصل ۱۰ سال عکاسی خانم معتمدی است که بدون سفارش و پشتوانه ای خاصی و فقط بر اساس دلش در این پروژه پیش رفته است.

وی ادامه داد: خانم معتمدی مدتی است که ساکن بوسنی است و برای افتتاح این نمایشگاه زحمت کشیدند و به ایران آمدند. در این سه سالی که در خانه عکاسان بودم آرزو داشتم قدمی برای نمایش این عکس ها بردارم. 

معتمدی نیز در سخنانی بیان کرد: من در این ۱۰ سال هر جا نشانی از شهید می دیدم و ردی از او پیدا می کردم آن را دنبال می کردم. خیلی چیزها از کرامات شهدا دیدم که قابل توصیف نیست. ما هر روز از کوچه و خیابانی می گذریم که نام شهیدی را دارد. آدرسی که می دهیم در آن آدرس حتما نام چند شهید دیده می شود اما چقدر ارزش شهدا را می دانیم. چقدر آگاه هستیم که چه اشک هایی در فراغ این شهدا ریخته شده است. ان شاءالله که همه ما قدر شهدا را بدانیم و با هر ابزاری که داریم ادامه دهنده راهشان باشیم.

وی در پایان اضافه کرد: این عکس ها در شهرهای مختلف گرفته شده است و بسیاری از پدران و مادران شهدایی که در عکس ها می بینید امروز به رحمت خدا رفته اند. من به دیدن خانواده شهیدی رفتم که ۲۵ سال آلبوم پدر را به پسر نشان نمی دادند چون او بسیار بی تابی می کرد اما جلوی دوربین من برای اولین بار عکس های پدر را در آلبوم دید. واقعیت دیگری که باید بگویم این است که من ساده ترین زندگی ها را در خانواده شهدا دیدم.   

+ این مطلب را به اشتراک بگذارید +

«شازده کوچولو» هم کتاب رنگ‌آمیزی شد

به گزارش پورتال خبری امروزه به نقل از ایسنا، این اثر مشهور جهانی نیز در موج جدید کتاب‌های آرت تراپی (رنگ‌آمیزی بزرگسالان) به الگوهای نقاشی تبدیل و در ایران نیز توسط انتشارات آرادمان منتشر شده است.

در این کتاب، جمله‌ها و پاراگراف‌های مشهوری از داستان آنتوان دو سنت اگزوپری (نویسنده شارده کوچولو) نیز به‌صورت دوزبانه‌ی انگلیسی و فارسی در کنار طرح‌ها درج شده است.

در مقدمه‌ی این کتاب آمده است:

«رنگ‌آمیزی نه‌تنها یک فعالیت مهم آرامش‌بخش و خلاقیت‌ساز برای کودکان و نوجوانان، بلکه برای بزرگسالان هم فرصتی است برای رسیدن به آرامشی مؤثر که به زندگی جلوه بهتری می‌بخشد.

در تفکرات کهن نیز رنگ تسکین‌دهنده است و آرامش‌بخش؛ حال وقتی فرصت رنگ‌آمیزی ده‌ها صفحه طرح‌های استاندارد، هنرمندانه و علمی برای همگان فراهم می‌شود، علاوه بر افزودن رنگ بهتر به زندگی، این فرصت هم فراهم می‌شود که هنرمند درون هر فردی کشف شود…

این شیوه اکنون در جوامع توسعه‌یافته بیش از هر وسیلة‌ دیگری توصیه می‌شود؛ زیرا یک رفتار باوقار هنرمندانه را تجویز می‌کند که هدف و دستاورد آن تنها یک فرصت سرگرمی نیست، بلکه وجوهی از انسان معاصر را بیدار و نمایان می‌کند که شاید در لابه‌لای لایه‌های سنگین و ضخیم زندگی پراضطراب ماشینی ما، هیچ‌گاه فرصت بروز نیافته‌اند. ضمن آن‌که با ایجاد فرصت تمرکز، شهروندانِ زندگی پرشتاب و پرتنش امروز را نرم و آرام، به تمرکز و آرامش رهنمون می‌کند.»

ناشر این کتاب که ترجمه‌ی جدیدی از داستان «شازده کوچولو» را هم اخیرا با قلم مهری محمدی مقدم منتشر کرده، پیش‌تر از سری کتاب‌های نقاشی آنتی استرس، کتاب‌های «رؤیای رنگی»، «باغ مونه»، «باغ ون‌گوگ»، «باغ مشاهیر»، «خوابهای طلایی» و «نقش بهشت» را منتشر کرده بود.

کتاب رنگ‌آمیزی «شازده کوچولو» در 72 صفحه قطع خشتی و شمارگان هزار نسخه، به‌بهای 14 هزار تومان عرضه شده است.

انتهای پیام

+ این مطلب را به اشتراک بگذارید +

شناخت ایرانیان از نیچه هنوز به شناختی آکادمیک تبدیل نشده است

به گزارش پورتال خبری امروزه به نقل از خبرنگار مهر، مطلب پیش رو متن سخنرانی سعید حنایی کاشانی، مدرس دانشگاه شهید بهشتی، در نشست «نیچه و جهان ایرانی» است. موضوع سخنرانی وی «فهم و دریافت نیچه در ایران»  بود. چندی پیش بخش اول این سخنرانی منتشر شده بود. متن زیر بخش دوم سخنرانی حنایی در این جلسه است.

سعید حنائی کاشانی، مدرس فلسفه در دانشگاه شهید بهشتی و صاحب آثار و ترجمه‌های مختلف در حوزۀ تاریخ فلسفه، هرمنوتیک و زیباشناسی درزمینۀ فیلسوفان غرب است.

نخستین ترجمه‌ها: کسمایی، نیرنوری و شفا

پس از انتشار سیر حکمت در اروپا و آشنایی رسمی ایرانیان با نیچه می‌باید انتظار داشت که دست کم کتابی از او به ترجمه درآید. پنج سال بعد، ۱۳۲۵/۱۹۴۶، دفتری به نام خدایان اشک می‌ریزند به ترجمۀ علی‌اکبر کسمایی (۱۳۷۲-۱۲۹۹/۱۹۹۳-۱۹۲۰)، از روزنامه نگاران پُرکار و پرکتاب، منتشر می‌شود  (که چون ندیده‌ام نمی‌توانم بگویم چه چیزی بوده است و این نام از کجا آمده است؟ اما احتمالا ترجمه‌هایی از اشعار و سخنان نغز نیچه با عنوانی خودساخته بوده است) و دو سال بعد حمید/عبدالحمید نیّرنوری (۱۳۸۶-۱۲۹۳/۲۰۰۷-۱۹۱۴) ترجمه‌ای از چنین گفت زرتشت را منتشر می‌کند که تا سال ۱۳۵۱/۱۹۷۲ سه بار چاپ می‌شود و بازنشر آن تا امروز نیز ادامه دارد. او مقدمه‌ای کوتاه نیز بر کتاب مینویسد و با توجه به دانسته‌هایی که از اینجا و آنجا گرد آورده است حوادث مهم زندگی نیچه را شرح می‌دهد. در سال ۱۳۳۲/۱۹۵۳ مجموعه‌ای از سخنان نغز و اشعار نیچه با عنوان بهترین اشعار نیچه به قلم شجاع‌الدین شفا (۱۳۸۹-۱۲۹۷/۲۰۱۰-۱۹۱۸) به همراه مقدمه‌ای از مترجم منتشر می‌شود. این کتاب نیز، برخلاف ترجمۀ کسمایی، تا امروز نیز همچنان تجدید چاپ می‌شود. او در مقدّمه‌اش می‌نویسد که نیچه «یکی از کسانی است که سال‌های دراز است در کشور ما اشتهار فراوان دارد. و تقریباً همۀ آنهایی که کم و بیش با فلسفۀ خارجی آشنا هستند نام او را شنیده و آثاری از او خوانده‌اند». 

اگر ملاک آشنایی ایرانیان با فلسفۀ نیچه را سال انتشار جلد سوم سیر حکمت در اروپای فروغی، ۱۳۲۰/۱۹۴۱ قرار دهیم، سال‌های این آشنایی نمی‌تواند «دراز» باشد، مگر اینکه به یکی دو دهه قبل از آن باز گردد. یعنی ممکن است ایرانیان قبل از ۱۹۰۰/۱۲۷۹با نیچه آشنایی یافته باشند؟ بعید است. نیچه از سال ۱۸۷۲/۱۲۵۰ در فرانسه و برخی کشورهای دیگر رفته رفته شناخته شد و از اواخر دهۀ ۱۸۸۰/۱۲۵۸ بحث دربارۀ فلسفۀ او نیز آغاز شد. اما بعد از مرگش در سال ۱۹۰۰/۱۲۷۹ بود که شهرت او رفته رفته فراگیر شد، و به‌ویژه در فرانسه و آلمان دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ به اوج رسید. بنابراین به نظر نمی‌آید که کسی در جهان اسلام، چه عرب و چه غیرعرب، زودتر از دهۀ ۱۹۰۰ با او آشنا شده باشد، و البته آن هم به میانجی کسانی که در آن دهه در فرانسه یا آلمان تحصیل یا زندگی می‌کردند، چون بیشتر این آشنایی‌ها در فرانسه و آلمان اتفاق افتاده است. بنابراین، حتی اگر شعر اقبال را هم ملاک قرار دهیم، چون انتشار اشعار فارسی او از ۱۹۱۵/ ۱۲۹۴، آغاز می‌شود و جاویدنامه را در ۱۹۳۲/۱۳۱۱ منتشر می‌کند، آشنایی با نیچه حتی اگر از ۱۳۰۰/۱۹۲۱ هم در ایران آغاز شده باشد باز بسیار خوب بوده است، چه از راه منابع عربی و چه از راه منابع فرانسوی و انگلیسی یا آلمانی. به هر حال می‌باید انتظار داشت که از میان برخی روشنفکران ایرانی که در میانۀ دهۀ ۱۹۱۰/۱۲۹۰ در برلین بودند یا از میان کسانی که از ۱۳۰۱/۱۹۲۲ به بعد و در دورۀ رضا شاه پهلوی برای تحصیل به اروپا اعزام شدند، کسانی دست کم با برخی افکار و عقاید و شخصیت‌های فرهنگی روز اروپا نیز آشنا شده باشند، هرچند که ما هیچ ردّ یا سندی از این آشنایی در دست نداریم. اما بازگردیم به مقدمۀ شفا.

شفا در ادامه می‌گوید که «شاید یکی از مشخصات این شخصیت عجیب این باشد که هیچ نویسنده و شاعری به اندازۀ او دشمن ندارد». و سپس به استفاده یا سوء استفادۀ «نازی»ها از فلسفۀ نیچه می‌پردازد و نیچه را از این اتهام مبرّا می‌کند. با این همه، او یادآور می‌شود که فلسفۀ نیچه «اساساً قابل انطباق با زندگی ما نیست» چون «خود نیچه نیز بالأخره نتوانست با این فلسفه راه به جایی جز آشفتگی دائمی روحی، انزوا، و جنون ببرد» و سپس می‌گوید «به همین دلیل است که وی خود در هیچ جا از نوشتههایش، از اشعارش، نمی‌گوید: “دنبال من بیایید”، فقط می‌گوید: “این راهی است که من برگزیده‌ام”. و تازه خود او نیز به پایان این راه نمی‌رسد، زیرا این راه راه افراد بشر نیست، راه آن «مافوق بشر» است که فلسفۀ نیچه در اطراف او دور می‌زند».

تفسیر شفا از فلسفۀ نیچه قادر به جدا کردن چند چیز از هم نیست: ۱) فلسفۀ نیچه با انزوا، جنون یا روان پریشی او در آخر عمر ارتباطی ندارد. نیچه از کودکی دچار بیماری خانوادگی بود و تا آخر عمر از آن رنج برد. این فلسفه‌اش نبود که او را بیمار کرد و البته بیماری‌اش نیز نبود که او را فیلسوف کرد، هرچند بیماری و تنهایی و تنگدستی و آوارگی او می‌تواند در شکل‌گیری شخصیت او و افکار او به نحوی مؤثر باشد؛ ۲) نیچه اگر راهی به کسی پیشنهاد نمی‌کند برای این است که نمی‌خواهد به شیوۀ ادیان و قرون وسطی «مرجع» یا «ولی» کسی باشد. تنها کودکان‌ و افرادِ محجور یا ناتوان از به کارگیری «عقل» خویش‌اند که به «ولی» و «مرجع» و «رهبر» نیازمندند. نیچه از این حیث پیرو روشنگری است. او این حق را برای هرکس در زندگی قائل است که راه خودش را برود و دنبالۀ‌رو کسی دیگر نباشد. اما البته آزاد است که با کسی دیگر نیز همراه شود یا از هرکه خواست پیروی کند. ۳) «ابرانسان» نیچه چیزی «مافوق بشر» نیست، اگر چنین بود چگونه می‌توانست «غایت» انسان باشد؟ «ابرانسان» نیچه کسی است که می‌تواند آفریدگار خود باشد، یعنی ارزشگذار و قانونگذار خود باشد و وابسته به امر و نهی کسی دیگر نباشد، به زندگی در هر حال «آری» بگوید و پشت ستاره‌های آسمان یا در میان ابرها دنبال دلیلی برای خوب بودن یا بد بودن یا معنای زندگی نگردد. «ابرانسان» نیچه آزاده‌جانی است که ارزش‌هایش را از «زندگی» و از «زمین» می‌گیرد نه از «مرگ» و «آسمان». «ابرانسان» نیچه از جهتی تبلور و ادامۀ همان آرزویی است که جنبش روشنگری داشت و از زبان کُندُرسه با این کلمات به بیان درآمده بود:

زمانی می‌آید که خورشید فقط بر آزادمردانی میتابد که جز عقل خویش مولایی نمی شناسند … برای فیلسوفی که از خطاها و تبهکاریها و ستم‌هایی می نالد که همچنان آلایندة زمین است و او اغلب قربانی اینهاست، این نظر دربارة نژاد انسان چه تسلاّیی است، چرا که رهاننده از قیود نژاد انسان، آزادکننده از سلطۀ تقدیر و از سلطة دشمنان ترقّی است و با گامی مطمئن و استوار در راه حقیقت و فضیلت و سعادت به پیش.

نخستین معرفی نیچه به قلم ادیب و داستان‌نویسی مشهور: جمال‌زاده

در همین سال ۱۳۳۲/۱۹۵۳، که سالی مهم برای تاریخ سیاسی ایران است، شاهد بزرگداشتی از نیچه به قلم یکی از ادیبان و نویسندگان بزرگ ایران در معتبرترین مجلۀ ادبیِ منتشر در ایران آن روزگار، سخن، نیز هستیم. محمد علی جمال‌زاده (۱۳۷۶-۱۲۷۰/۱۹۹۷-۱۸۹۲)، که ساکن سوئیس بود، در سفری به سیلس‌ماریا (اوت ۱۹۵۳)، نه به قصد تفریح و گردش، بلکه دقیقاً به منظور دیدار از آن اتاق ساده‌ای که نیچه هشت تابستان پی در پی در آنجا اقامت داشت، به «زیارت مسکن تابستانی حکیم و شاعر آلمانی»، می‌رود تا به یکی از آرزوهای دیرین خودش، دست یابد. او در همان مدتی که در آنجا اقامت دارد مقاله‌ای می‌نگارد و آن را برای انتشار به ایران می‌فرستد. مقالۀ او در دو قسمت منتشر می‌شود. جمال‌زاده عنوان مقالۀ خود را «زیارتگه رندان جهان» می‌گذارد، اما در همان ابتدا اشاره می‌کند که مقصودش مزار حافظ در شیراز نیست، بلکه اتاق «بسیار ساده‌ای است در یک خانۀ روستایی در دهکده‌ای از دهات سویس که فیلسوف آلمانی مشهور نیچه مدت هشت تابستان متوالی را در آنجا منزل داشته است». 

جمال زاده چند صفحۀ نخست مقاله‌اش را به توصیف جغرافیایی و سیاسی و جمعیتی آن منطقه اختصاص می‌دهد و بعد دیدار خودش را از آن خانه و اتاق محقر روستایی شرح می‌دهد. به گفتۀ او، نیچه از سال ۱۸۸۱/۱۲۶۰ تا ۱۸۸۸/۱۲۶۷ در یکی از پنج اتاق این خانه سکونت داشت و «در نهایت تنهایی و بی‌کسی و عزلت و تجرد مطلق» مقداری از «شاهکارهای معروف و جاودانی خود و از آن جمله کتاب زرتشت چنین گفت را که به فارسی هم ترجمه شده است»  نوشت. او سپس شرح می‌دهد که در جایی خوانده است «زن صاحبخانه که زن رعیت ساده و خوش‌قلبی بوده حکایت می‌کرده است که نیچه همیشه بغایت پاکیزه و نظیف بوده است، ولی چون یک پیراهن بیشتر نداشته و عموماً خودش آن پیراهن را می‌شُسته و برای خشک شدن در کنار پنجرۀ اتاقش به آفتاب می‌انداخته است گاهی که هوا آفتابی نبوده و پیراهن زود خشک نمی‌شده مجبور می‌گردیده که دو سه روز از منزل بیرون نرود تا پیراهنش خشک بشود. همان زن باز حکایت می‌کرده است که می‌دیدم پیراهن مزبور گاه‌گاهی کوتاه‌تر می‌شود و این مسأله اسباب تعجب ما بود تا آنکه عاقبت ملتفت شدیم که گاهی هر نیچه (هر [Herr] به زبان آلمانی به معنی آقاست) از پایین آن پیراهن قطعه‌ای بریده و برای خود از آن دستمال درست می‌کرده است».

پس از آن او به توصیف دریاچۀ زیبای کنار سیلس‌ماریا و جزایر آن می‌پردازد و از شبه جزیرۀ «شاسته» به عنوان محلی یاد می‌کند که در آنجا «مردم دهکده به یاد مهمان بینوا و بی‌کس خودشان که امروز پس از نیم قرن که از وفات او می‌گذرد در ردیف بزرگترین ارباب قلم و اندیشۀ دنیا به شمار می‌آید در سینۀ سنگ قطعه‌ای از اشعار بسیار معروف او را کنده‌اند». این شعر همان بند سوم «سرود رقصی دیگر»، در بخش سوم چنین گفت زرتشت است که با ضربه‌های ساعت نیمه شب و «ای انسان گوش‌دار!» آغاز و با هر ضربۀ ساعت نیمه شب در ۱۲ مصرع به پایان می‌رسد. جمال‌زاده سپس به میل قلبی خود برای نگاشتن مطالبی دربارۀ زندگی نیچه اشاره می‌کند، اما در سفر کتابی به همراه ندارد و به‌ناگزیر به کتابخانۀ کوچک محلی که در دکان عطاری پیرزنی خوشرو واقع است مراجعه می‌کند و در آنجا فقط دو کتاب می‌یابد که به نیچه مربوط است. یکی از آنها کتابی است از اشتفان تسوایک (۱۹۴۲-۱۸۸۱/۱۳۲۱-۱۲۶۰) به نام پیکار با شیطان نابکار (۱۹۲۵/۱۳۰۴) و دیگری کتابی حاوی نامه‌های نیچه. جمال‌زاده از کتاب تسوایک که در شرح زندگی سه نابغۀ آلمانی، هولدرلین (۱۸۴۳-۱۷۷۰/۱۲۲۲-۱۱۴۹)، کلایست (۱۷۵۹-۱۷۱۵/۱۱۳۸-۱۰۹۴) و نیچه (۱۹۰۰-۱۸۴۴/۱۲۷۹-۱۲۲۳)، با فرجامی غم‌انگیز است استفاده می‌کند و شرح مختصری از آن به دست می‌دهد. به گفتۀ او، تسوایک معتقد بود شیطان نابکاری در وجود این سه مرد بزرگ خانه کرده بود که آنان را یا به خودکشی سوق داد یا به جنون. و بنابراین «نیچه از همان آدمهای زُبده‌ای است که شیطان به نبوغ در پوست‌شان می‌افتد و رشتۀ الفت و علاقۀ آنها را از آدمیان و دنیا و مافی‌ها می‌گسلد و مانند کبوتران معلّق آنها را در مدّتی کوتاه به جانب طبقات عالیۀ فکر و اندیشه به پرواز در می‌آورد و سپس بال و پر آنها را با آتش سوزان وصل و قرب می‌سوزاند و دست بسته تسلیم دژخیم جنون و انتحار می‌نماید در حالی که صدای آنها باز قرن‌ها در زیر گنبد افلاک [از] راز و نیازهای ابدی [و] تسلیت‌بخش دل صاحبدلان است».

در قسمت دوم این مقاله،  جمال‌زاده باز با مراجعه به همان کتابی که در سیلس‌ماریا به چنگش افتاده است به توصیف بیشتری از احوال نیچه از زبان تسوایک میپردازد. او سعی می‌کند معنای این «شیطان» درونی را بیشتر روشن کند و توضیح دهد که چرا برخی نوابغ چنین سرنوشت غم‌انگیزی می‌یابند. به گفتۀ او، «نامبرده [تسوایک] “ژنی” و نبوغ را آتشی می‌داند که چون به جان کسی افتاد تا بُن و ریشه می‌سوزاند و این آتش خانمانسوز را “شیطان” خوانده است و همان طور که ما ایرانی‌ها در مورد کسی که چنین آتشی به جانش افتاده باشد می‌گوییم “شیطان تو پوستش رفته است” او نیز معتقد است که وجود نیچه و آن دو نفر شاعر آلمانی دیگر دستخوش نیرویی مخرب و سوزانده ولی خدایی و آفریننده شده بود و اسم آن را چنانکه گذشت «شیطان» گذاشته است».  او سپس به شرح عقاید مختلف درباب نیچه می پردازد و توضیح می دهد که علاقۀ هیتلر یا نازیها به نیچه هیچ ربطی ندارد و همان طور که مواعظ حضرت مسیح و هر دین دیگری برای کشت و کشتار استفاده شده است از نیچه هم استفاده شده است. او به مقایسه نیچه با مارکس و لنین در نزد برخی و پیامبران عصر جدید دانستن آنان نیز اشاره می‌کند و می‌گوید نیچه را هم باید جزو آنان محسوب کرد، با این تفاوت که:

لنین و مارکس نجات دنیا را در اصلاح و بلکه تغییر اساسی اوضاع و احوال اجتماعی و اقتصادی دانسته‌اند در صورتی که نیچه رستگاری را در آزادی نوع بشر از قیود هرگونه عقاید و آراء بی پایه و خرافات و موهومات بی‌اساس می‌داند

جمال‌زاده آن گاه نقادی ویرانگر نیچه از فلاسفۀ پیشین و عصر خود را با غزالی و شجاعت او را با سقراط و حلاج مقایسه می‌کند و بعد تفاوت او را با غزالی در این می‌داند که غزالی سرانجام سپر انداخت و به تصوف پناه برد و نیچه تنها رفت و تنها ماند و به جنون مبتلا شد. او سپس به تحقیر عوام و زایدان و بس بسیاران، یا به قول او هِمَج رعاع (همج: در اصل نوعی حشرۀ ریز مانند شپش یا مگس‌های بسیار ریز که بر گوسفند و خر نشیند؛ در اصطلاح کنایه است از مردم فرومایه و نادان یا غوغا)، در نزد نیچه اشاره می‌کند و بعد از Übermensch نیچه با تعبیر «موجودات مافوق بشر» یاد می‌کند و می‌گوید اینان «همان کسانی هستند که بزرگان خودمان که در پاره‌ای موارد با نیچه هم‌آواز و می‌توان گفت پیشرو او بوده‌اند آنها را “انسان کامل” نامیده‌اند و شیخ عطار آنها را «سیمرغ» تعبیر فرموده است» و «نیچه آنها را پادشاهان حقیقی و صاحب اختیارهای واقعی ملک جهان می‌داند و ما هم می‌دانیم و افلاطون هم در کتاب لایزال خود مدینۀ فاضله تنها آنها را شایستۀ حکومت دانسته است».  جمال‌زاده پس از بحثی دربارۀ «حکومت» حکیمان و عقلا باز به کتاب تسوایک باز می‌گردد و بحث جذاب هنرمند نابغه و تنها و فرجام تراژیک را پی می‌گیرد، مضمونی به‌ویژه رُمانتیک که نه تنها برای رمانتیک‌های آلمانی قرن‌های هجدهم و نوزدهم بلکه برای بسیاری از روشنفکران ایرانی قرن بیستم نیز هم جذاب بود و هم مصداق داشت.

اما در ترجمۀ عنوان کتاب تسوایک و ترجمۀ «دمون» آلمانی به «شیطان نابکار» نکته‌ای هست که در اینجا مجالی برای پرداختن به آن نیست و در جای دیگری به تفصیل خواهم آورد. با این همه، چون تسوایک و نیز جمال‌زاده از پرداختن به آن غفلت کرده‌اند فقط به اشاره بگویم که میان «دایمون» یونانی (به معنای، خدا، خدامانند، سرنوشت و روح نگهبان شخص) و «دمون» آلمانی و «دیمن/دیمون» انگلیسی، که امروز به معنای «اهریمن» یا «دیو» است و نیز genius لاتینی (به معنای روح نگهبان شخص) و «جن» و «جنون» و «مجنون» در عربی و فرشتگان محافظ یا مُعَقّبات در قرآن و «دیو» و «دیوانه» در فارسی با «نبوغ» (genius) یا «استعداد استثنایی» هنری و «عشق» و «شعر» ارتباطی از عهد باستان یونانی هست. «دایمون» در آغاز الهی است، یعنی در اساطیر یونانی و در عصر سقراط و افلاطون، و رفته رفته است که «دیمن» یا «دیو» می‌شود.  

نخستین کتاب فارسی دربارۀ فلسفۀ نیچه: مهرین

در سال ۱۳۳۳/۱۹۵۴، یک سال بعد از انشتار نوشتۀ جمال‌زاده از سیلس ماریا، با نخستین کتاب تألیفی دربارۀ نیچه با عنوان فلسفۀ نیچه، و به قلم یکی از پُرکارترین و همه فن حریف‌ترین مترجمان و نویسندگان این دوره تا امروز رو به رو می‌شویم: مهرداد مهرین (۱۳۸۱-۱۳۰۱/۲۰۰۱-۱۹۲۱). چاپ دوم فلسفۀ نیچه، ۱۳۳۸/۱۹۵۹، از جهات بسیاری جالب توجه است. در آخر کتابنامه‌ای دارد، هرچند ناقص که فقط شامل نام کتاب و نویسنده است، و البته از این جهت آن را باید پیشرفتی به شمار آورد، چون سیر حکمت در اروپای فروغی فاقد ذکر هر منبعی بود و تنها جمال زاده بود که در نوشتۀ خود دربارۀ نیچه به کتاب تسوایک اشاره کرد. این کتابنامه شامل برخی کتاب‌های انگلیسی از جمله کتاب مشهور والتر کاوفمن و دو کتاب نیز به عربی، به قلم عبدالرحمن بدوی و فؤاد ذکریاست و منابع فارسی نیز عبارت‌اند از: سیر حکمت در اروپای فروغی و ترجمۀ چنین گفت زرتشت نیّرنوری. در چاپ دوم ارادۀ معطوف به قدرت هوشیار نیز به منابع افزوده شده است، چون کتاب هوشیار در سال ۱۳۳۵ منتشر شد. در متن از کتاب اشتفان تسوایک این بار با عنوان پیکار با اهریمن، به جای پیکار با شیطان نابکار به ترجمۀ جمال‌زاده، که یک بخش آن دربارۀ نیچه است و دو بخش دیگر آن دربارۀ کلایست و هولدرلین نیز نقل قول می‌شود، اما در کتابنامه و منابع نامی از آن نیامده است. در متن به مقاله‌ای از محمدباقر هوشیار دربارۀ نیچه ارجاع داده می‌شود، باز به طور ناقص، که معلوم می‌کند دکتر هوشیار بیش از آنچه ما از ترجمه و مقدمۀ او بر ارادۀ معطوف به قدرت می‌دانیم دربارۀ نیچه نوشته است. مقاله‌ای که مهرین به هوشیار نسبت می‌دهد عبارت است از: «بُت‌شکن و بُت‌ساز»، موج، سال اول، شمارۀ اول، سال نشر ؟، ص ؟. مهرین به مقالۀ «زیارتگه رندان جهان» نیز در متن خود ارجاع می‌دهد، هرچند مشخصات کاملی از آن به دست نمی‌دهد

مهرین در دیباچۀ کتاب چهار بیت معروف از اقبال را می‌آورد: گر نوا خواهی ز پیش او گریز … شک نیست که استفاده از اقبال یا می‌تواند به عنوان سپر بلا باشد یا تشویق خواننده به خواندن کتاب و آوردن سخن شخصی معتبر دربارۀ او. اما در ص ۷۹ کتاب بخشی را به اقبال لاهوری اختصاص می‌دهد و برخی اشعار او را با اندیشۀ نیچه دربارۀ «با خطر زیستن» مقایسه می‌کند. به گفتۀ او:

روح اقبال شاعر هندی هم مثل روح نیچه شعله‌نوش بود. اقبال هم اشعار تکان‌دهنده‌ای گفته است. او هم با نیچه همنواشده می‌گوید. «اگر خواهی حیات اندر خطرزی» و در جای دیگر می‌نویسد:

میارا نرم بر ساحل که آنجا

نوای زندگی نرم‌خیز است

به دریا غلت و با موجش در آویز

حیات چاودان اندر ستیز است

و در جای دیگر می سراید:

نهنگی بچۀ خود را چه خوش گفت

به دین ما حرام آمد کرانه

به موج آویز و از ساحل بپرهیز

همه دریاست ما را آشیانه

تو در دریا نه او در بر تست

به طوفان در فتادن جوهر تست

چو یک دم از تلاطمها بیاسود

همین دریای تو غارتگر تست

بنابراین اقبال مثل نیچه در خطر دلربایی می‌بیند بلکه به خظر دست دوستی دراز می‌کند تا از شرش در امان باشد.

این مقایسه از دو جهت شایان ذکر بود: نخست، از این حیث که گویای نفوذ شعر اقبال در میان روشنفکران ایرانی آن زمان است و دوم از این حیث که نشان می‌دهد مهرین فقط به رونویسی از روی کتاب‌های دیگران نپرداخته است بلکه برخی آثار نیچه و نیز شرح‌های دربارۀ او را به خوبی خوانده است و به خوبی می‌تواند دست به سنجش و مقایسه بزند. با این همه کتاب او را نمی‌توان با معیارهای امروزی تحقیق پذیرفتنی دانست، گرچه خواندن آن از جهاتی مفید است و نیچۀ آن روزگار را به ما می شناساند.  

مهرین روایت خود را همچون جمال‌زاده از سیلس‌ماریا آغاز می‌کند، از سال ۱۸۸۷/۱۲۶۶، روزی که یکی از دوستان نیچه، پل دویسن، برای دیدن او به سیلس‌ماریا می‌رود و پس از ۱۴ سال او را می‌بیند. نیچه او را به اتاق محقر خانه‌ای روستایی، یا به قول خودش غارش، که در آنجا ساکن است می‌برد. سپس همان طور که نیچه مشغول نشان دادن اتاق خود به دوستش است مهرین نیز به شرح زندگی و افکار نیچه می‌پردازد. او در پایان کتاب نیز بخشی از سخنان زرتشت نیچه را از ترجمۀ نیّرنوری نقل می کند و پس از آن گاهنامه‌ای نیز از زندگی نیچه می‌آورد. یکی از نکته‌های جالب توجه در گزارش مهرین از زندگی نیچه ماجرای اسب تورین است. مهرین آن را به صورتی دیگر روایت می‌کند، برخلاف گزارش‌های اکنون رایج. او در ص ۸۴ کتاب ذیل عنوان «جنون نیچه» می‌گوید:«در سال ۱۸۸۹ در تورین بود که نخستین عارضۀ جنون در نیچه پیدا شد. او را به تیمارستان بردند ولی مادرش وی را به خانۀ خود بازگردانید». او سپس در صفحۀ بعد باز دربارۀ نیچه روایت می‌کند، «احساساتش که همیشه رقیق بود، در دورۀ جنون رقیقتر شد. یک روز نزدیک در منزلش یک درشکه‌چی را دید با اسب خود بدرفتاری می‌کند نیچه گردن اسب را در آغوش خود گرفت و زار زار گریه کرد. مردم دورش جمع شدند و مشغول تماشای این صحنۀ خنده آور گردیدند. در این ضمن صاحب خانه آمد و نیچه را شناخت و او را به منزل خود برد». اهمیت این روایت مهرین، اگر آن را خودش نساخته باشد، چون با روایت‌های اکنون شناخته شده متفاوت است این است که داستان اسب تورین ده سال بعد از مرگ نیچه در روزنامه‌ای نه جندان معتبر درج شد و سپس مشهور شد و اکنون در درستی این روایت بسیار شک است. روایت تحریف‌شدۀ مهرین اگر آن را به دّقت از روی منابع اروپایی نوشته و نقل کرده  باشد، معلوم می‌کند که روایت یا روایت‌های دیگری نیز در آن هنگام در کتاب‌های دیگر رایج بوده است.       

نخستین ترجمۀ دانشگاهی اثری ناتمام از نیچه: هوشیار

محمد باقر هوشیار را می‌باید نخستین آشنای راستین با فلسفۀ نیچه در ایران گفت. او در سال ۱۳۰۰/۱۹۲۱ از راه هندوستان به آلمان رفت و ۸ سال بعد به ایران بازگشت. اما پس از بازگشت با دانشجویان اعزامی از سوی دولت باز به آلمان رفت و دکترای خود را در رشتۀ فلسفه و آموزش و پرورش از دانشگاه مونیخ گرفت. او از ۱۳۱۴/۱۹۳۵ به تدریس زبان و ادبیات آلمانی در دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران پرداخت و در دانشسرای عالی نیز اصول آموزش و پرورش تدریس کرد. در طی سال‌های پس از آن او کتاب‌هایی دربارۀ روان شناسی و اصول آموزش و پرورش و ترجمه‌هایی از گوته منتشر کرد. اما کتابی دربارۀ نیچه از او منتشر نشد مگر تا یک سال قبل از مرگش. او تقریباً همان قدر عمر کرد که نیچه. چنانکه مهرین ما را آگاه کرد، از او مقاله‌ای با عنوان «بُت‌شکن و بُت‌ساز» در سال‌های قبل از ۱۳۳۲/۱۹۵۳ منتشر شده بوده است و او در مقدمه‌اش بر ترجمه‌اش از پاره‌هایی از ارادۀ معطوف به قدرت از میل قلبی‌اش به ترجمۀ چنین گفت زرتشت و اینکه آن را چگونه باید ترجمه کرد سخن می‌گوید. اما از آنجا که کسی دیگر بر او پیشدستی کرده است، دیگر به سراغ آن نمی‌رود، هرچند به نظر می‌آید که از آن ترجمه خرسند نیست.

به هر تقدیر، نکتۀ مهم کار هوشیار این است که ابتدا راه ترجمۀ آثار نیچه را به مترجمان آینده نشان می‌دهد. او توصیۀ دکتر مقدم را مهم می‌شمارد که به او گفته بود: «این کتاب [چنین گفت زرتشت] جز در فارسی ناب» نباید ترجمه شود. او سپس می‌گوید که برای ترجمۀ آثار نیچه صبر بسیار از خود نشان داده است، و البته ما هم به همراه او با تأسف می‌گوییم که کاش این قدر صبر نمی‌کرد. اما مقدمۀ او به همین جا ختم نمی‌شود، نیچۀ بُت‌شکن، عنوانی که امروز تقریباً برای مارکس و نیچه و فروید جا افتاده است، البته در تعبیر مسیحی آن «آیکونوکلاست»، به معنای شمایل پاره کن یا شمایل شکن، چون برخی مسیحیان بِه دین یا ارتودوکس به سنت یهودیان، و بعدها مسلمانان، تصویرسازی از پیامبران را بُت‌پرستی می‌دانستند و آنها را نابود میکردند، عنوانی است که او دوست دارد برای کل فلسفۀ نیچه انتخاب کند. در اینکه آیا او خود این عنوان را برگزیده است یا از منابع اروپایی اقتباس کرده است اکنون قضاوتی نمی‌توانم بکنم. به هر تقدیر، او مدعی است که «چون نیچه اظهاراتی دارد که ویژۀ بت شکن‌هاست و بُت‌شکنی در مشرق زمین قراین بسیار دارد، ما بهتر او را خواهیم فهمید، چه، هرکه در مشرق آمده و کسی بوده، کمابیش بُت‌شکن بوده است».  در اینجا البته می‌باید به استاد یادآوری کرد درست است که شرق بت زیاد شکسته است، اما چیزی که نتوانسته است از میان ببرد، «بُت‌پرستی» بوده است، چون خوی بت‌پرستی هربار بتی دیگر بر جای بُت قدیم گذاشته است. نیچه مدعی است درمانی دارد که دیگر بت پرستی باز نگردد. آن گاه او در ادامه می‌گوید که به عقیدۀ او نیچه آنچه را در آثار فکری شرقی و آنچه را در این آسیای بزرگ به ویژه در عربستان و ایران از هنگام ظهور اسلام در فرق مختلف اسلامی واقع شده است به زبانی دیگر بیان کرده است.

او میان دیوانگی و جنون شاعران ما که ممکن است تظاهر باشد و جنون نیچه فرق می‌گذارد و دستۀ اول را گاهی ریاکار و متظاهر می یابد و حال آنکه مدعی است نیچه همواره راست می‌گوید و دروغی در کار او نیست. با این همه مدعی است که تهمت جنون به نیچه برای مخدوش کردن کل کار فکری اوست. او دربارۀ اتهام سفلیس هم همین نظر را دارد و بحق آن را باور نمی‌کند، نه از این جهت که دامن نیچه را می‌آلاید، از این جهت که از نظر پزشکی باورکردنی نیست، کسی در ۲۲ سالگی به این بیماری مبتلا شود و در ۵۵ سالگی بمیرد! اما از این مهمتر، از نظر هوشیار، یکی از دلایل ناخشنودی اروپاییان از نیچه ستایش او از اسلام است، چون مسیحیت را دین خستگی و ناتوانی معرفی می‌کند، و حال آنکه اسلام چنین نیست. اما آنچه باز تعجب‌آور است اینکه هوشیار هم همچون فروغی «بازگشت جاودان همان» را با نظریۀ «ادوار» یا «رجعت ابدی» و «ألف» و «الِف قد» یکی می‌گیرد و آن را با تصورات بزرگان ما از شاهرگ هم نزدیکتر می‌داند!  او سپس می‌گوید: «برای من قطع است که نیچه منابع شرقی به‌ویژه منابع عرفانی ما را در دست داشته و حتی منابع جانداری که همان‌ها را به نحوی ادبی و فورانی که برای گوش اروپاییان غریب است بیان کرده است». او می‌گوید حتی شنیده است که نیچه «رساله‌ای در باب اشعار مولوی در باب تکامل، درست متوجه باشید تکامل نه تناسخ، نوشته است بالغ بر پنجاه صفحه که هنوز به دست من نرسیده است. یقین تصور ابرمرد او، یعنی Uebermensch، همان انسان کامل ماست که در این دو بیت پیش می‌آید». بعد از آن دو بیت مشهور، بار دیگر هم بمیرم از بشر، او یادآور می‌شود که «لیکن ابرمرد او عارفی معتکف و بیحال نیست، رند است و نظرباز، مصمم است و اهل عمل و اقدام، خدایی رقصان است و وشتان. خلاصه اینکه نیچه هم اهل دعوی است و می‌خواهد زیر و زبر کند

این برداشت‌ها از اندیشۀ نیچه در جهان اسلام چیزی عجیب نیست و مترجمان و نویسندگان عرب هم تقریباً همین حال و هوا را دارند، و البته به جای مولوی و حافظ از ابن عربی و دیگر عارفان عرب نام می‌برند. شاید یک راه غلبه بر این پیشداوری‌ها این باشد که به آنها نشان داده شود تعابیری همچون «انسان کامل» هم صد در صد تولید جهان اسلام نیست و این مفهوم نیز همچون بسیاری مفاهیم دیگر از جهان یونانی و دورۀ یونانی‌مآبی به جهان اسلام آمده است و البته دگرگون هم شده است به گونه‌ای که با اصل بسیار متفاوت است. و البته، نیچه هم از میراث عهد باستان به وفور بهره‌مند است، با این همه نیچه بسیار فراتر از عهد باستان است. اما یک پرسش اگر کسی چیزی بگوید که همه را از قبل دیگران گفته‌اند، سهم خود او در این بازگویی چیست و اهمیت او از کجاست؟

مرور و نتیجه‌گیری

هر اندیشه ای در انتقال از ذهنی به ذهنی دیگر و از زبانی به زبانی دیگر و از فرهنگی به فرهنگی دیگر دچار نوعی دگردیسی می‌شود، تا جایی که گاه در آزمون و مقایسه‌ای دقیق ممکن است آفریده‌ای جدید به نظر آید که تنها شباهتی ظاهری یا سطحی با آنچه اصل و مبدأ گفته می‌شود دارد. ما امروز، با توجه به آگاهی از تاریخمندی عقاید و گوناگونی برداشت‌ها و تفسیر و تأویل‌ها، دیگر چندان اطمینانی به استواری فهم و دریافت خود از عقاید و افکار دیگران نداریم، مگر اینکه همۀ آنها در بوتۀ تحلیل و استدلال متکی به شاهد و عقل و قضاوت علمی و منصفانه خوب گداخته شده باشند و از آزمون سربلند بیرون آمده باشند. اما گوناگونی فهم و حتی بدفهمی تنها منحصر به آنچه از زبانی بیگانه و فرهنگ و سرزمینی بیگانه می‌آید نیست. هر اندیشه در سرزمین و زبان اصلی خویش نیز دچار برداشت‌ها و تفسیرهای متفاوت می‌شود. از همین رو، ما ناگزیریم قواعدی برای فهم فراهم کنیم که ما را از بدفهمی مصون بدارند. تأویل و تفسیرهای متفاوت امکان دارند، اما این هرگز بدان معنا نیست که هرگونه تأویل و تفسیری ممکن است! بنابراین، باید فقط به دنبال تأویل و تفسیرهای ممکن بود و از بدفهمی اجتناب کرد. تعیین شرایط تأویل و تفسیر ممکن و اجتناب از بدفهمی از وظایف علم هرمنوتیک است. نیچه خود نظریۀ هرمنوتیکی مهمی دارد. او گفت که فهمیدن دیگری آسان نیست و هر ذهنی و هر انسانی برای انسانی دیگر همچون جهانی دیگر است. حتی گاهی فهم غیرممکن است و بدفهمی اجتناب‌ناپذیر، آنجا که دو ذهن از بیخ و بن ساختاری متفاوت دارند. او بود که بیان کرد چیزی به نام واقعیت اخلاقی و حتی طبیعی وجود ندارد و سرتاسر جهان چیزی جز تأویل و تفسیر ما نیست. آیا این همه جوازی است برای ما تا بگوییم هر تأویل و تفسیری درست یا ممکن است؟ زمانی نویسنده‌ای به شوخی دربارۀ نیچۀ هایدگر، با استناد به سخن مشهور خود نیچه، گفته بود: «کسی به نام نیچه وجود ندارد، تنها تأویل و تفسیرهای ما از کسی به نام نیچه وجود دارد

شناخت ایرانیان از نیچه هنوز به شناختی آکادمیک با معیارهای جهانی تحقیق تبدیل نشده است. هنوز بر آن اغراضی غیرآکادمیک حاکم است. نیچه یا صرفاً مردی بزرگ و هنرمند با رنج‌ها و رسوایی‌های بزرگ است، یا عارف و صوفی بی‌باکی که در طلب معشوق گم شده است، یا نیهیلیستی که غروب غرب و کسوف معنوی آن را بشارت داده است. اینها تمامی برداشت‌هایی بوده است که تاکنون بر فهم نیچه در ایران حاکم بوده است. اما آیا کسی هست که بخواهد بفهمد نیچه واقعاً چه گفته است؟ آیا کسی هست که بتواند بگوید؟

+ این مطلب را به اشتراک بگذارید +

هر جا نشانی از شهدا بود رفتم/ ۱۰ سال عکاسی از خانواده شهیدان

به گزارش پورتال خبری امروزه به نقل از خبرنگار مهر، نمایشگاه عکس های منصوره معتمدی با عنوان «ی پلاک» جمعه ۳۱ شهریور در خانه عکاسان ایران افتتاح شود. این نمایشگاه شامل عکس هایی است که هر کدام جلوه هایی از زندگی خانواده های شهدای دفاع مقدس را که در طول ۱۰ سال ثبت شده است به نمایش می گذارد.

معتمدی درباره این عکس ها و مدت زمانی که مشغول تهیه این مجموعه بوده است به خبرنگار مهر گفت: من ۱۰ سال به صورت مداوم به خانواده های مختلف شهدا از شهرهای مختلف سر زدم و از هر کدام از آنها همراه با یاد و خاطره شهیدشان عکسی گرفتم. یکی از مادران این شهدا با پلاکی در دست رو به روی دوربینم نشست و دیگری با کت دامادی پسرش و یکی دیگر میان عکس چهار شهیدش نشست و از او عکاسی کردم. در واقع می خواستم از زوایای مختلف زندگی شهدا را بعد از شهادتشان ببینم و اینگونه یاد و خاطره شان را به گونه ای دیگر حفظ کنم.

وی با اشاره به اینکه نمایشگاهی که افتتاح شد ۵۰ عکس از میان این مجموعه عکس است، توضیح داد: قرار بود ۲ سال پیش این مجموعه تبدیل به کتاب شود که بعد از ازدواج و رفتنم به بوسنی این کار به تعویق افتاد و امیدوارم که این آثار به کتاب تبدیل شود.

این عکاس با بیان اینکه آخرین تصویری که از یاد و خاطره شهدا به تصویر کشیده مربوط به شهید علی اصغری است، بیان کرد: شهید علی اصغری بعد از ۳۰ سال به وطن باز می گشت. جالب است بدانید اسم پسر شهید هم علی اصغر بود و وقتی پدرش شهید شد، مادرش او را سه ماهه باردار بود. در معراج شهدا پسر برای اولین بار با پدر رو به رو می شود در حالیکه قیافه او کاملا شبیه زمان شهادت پدرش بود و وقتی از او پرسیدم حس و حالت چگونه است، گفت «همه در این سن پسردار می شوند، من پدردار شدم.»

معتمدی که سال ها در مجموعه رسانه ای همشهری عکاسی می کرده و از همانجا عکاسی از خانواده شهدا را آغاز کرده است، گفت: من برای گرفتن این مجموعه عکس از شلمچه تا بهشت زهرا و هر جا نشانی از شهدا و خانواده هایشان بوده، رفته ام. حتی برخی از عکس هایم از نقاشی دیواری های شهداست.

وی افزود: با اینکه خانواده ما شهید نداشت ولی من از کودکی با شهدا قرابت داشتم و وقتی به مزار شهدا می رفتیم شروع می کردم به ریختن آب سر مزارشان و حتی صحبت کردن با آنها و بعد از گذشت سال ها برایم مهم بود سراغ پدر و مادر شهدا بروم.

وی در پایان با بیان اینکه برای هر کدام از عکس ها استیتمنت جداگانه ای تهیه کرده است در این باره بیان کرد: داستانی که در این استیتمنت ها بیان کردم کامل نیست ولی گریزی به زندگی آنهاست.  

+ این مطلب را به اشتراک بگذارید +

صوت و تصویر




ارسال